« صفحهِ اصلى | قبلى: »
»
دستهاي من است. با تمام وجود حساش ميکنم. امضا ميدهم براي تمام خندههاي آيندهات، براي تمام آرزوهاي فردايت، براي فراموشي تمام ناراحتيهاي امروزت و براي پايان تمام ترسهايت. شاهدم، همان شاخه گل مريم که جوانترين گلبرگاش با تمام کنجکاوي کودکانهاش سرک ميکشد ميانکاغذهايم. هميشه عطر مريم را به خاطر خواهم آورد براي هر کدام از خندههايت. دست هاي من هميشه ميلرزند. به شهادت تمام ليوانهاي يک بار مصرف بستني، اما گل مريم شاهد است که امروز دستهايم قرص و محکم سند زدند همه وجودم را به نامت.
خورشيد آرزوهاي من، از فردا گرمتر بتاب
بيمار خندههاي تو ام، از فردا بيشتر بخند
» تعداد نظرات: 4
چه خوبه شنيدن خبرهاي خوب توي اين کوير
چه خوبه شنيدن خبرهاي خوب توي اين کوير
I know those hands
یک سال گذشت. تو به دست های لرزان من می خندی، من میمیرم برای خنده های ات
نظرى نداريد؟
<< صفحهِ اصلی وبلاگ