« صفحهِ اصلى | قبلى: » | قبلى: دارم تو مخ‌ام دنبال آخرين متني مي‌گردم كه قراره بر... » | قبلى: <!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if ... » | قبلى: خوب است که آدم بعضی وقت ها به خودش قولی بدهد. سال ... » | قبلى: خدایا ممنون همه چیز عالی بود. امشب به تک تک افراد ... » | قبلى: ما رفتیم به سوی خورشید خانم » | قبلى: دندان عقل » | قبلى: متروپلی تن » | قبلى: .سیب که خوب رسیده باشد خودش از درخت خواهد افتاد. ه... » | قبلى: چه قدر کیف می دهد آدم کارش را خوب تمام کرده باشد و... » 

»


دست‌هاي من است. با تمام وجود حس‌اش مي‌کنم. امضا مي‌دهم براي تمام خنده‌هاي آينده‌ات، براي تمام آرزوهاي فردايت، براي فراموشي تمام ناراحتي‌هاي امروزت و براي پايان تمام ترس‌هايت. شاهدم، همان شاخه گل مريم که جوان‌ترين گلبرگ‌اش با تمام کنجکاوي کودکانه‌اش سرک مي‌کشد ميان‌کاغذهايم. هميشه عطر مريم را به خاطر خواهم آورد براي هر کدام از خنده‌هايت. دست هاي من هميشه مي‌لرزند. به شهادت تمام ليوان‌هاي يک بار مصرف بستني، اما گل مريم شاهد است که امروز دست‌هايم قرص و محکم سند زدند همه وجودم را به نامت.
خورشيد آرزوهاي من، از فردا گرم‌تر بتاب
بيمار خنده‌هاي تو ام، از فردا بيش‌تر بخند

» تعداد نظرات: 4

¦ Anonymous vartan

چه خوبه شنيدن خبرهاي خوب توي اين کوير

 

¦ Anonymous vartan

چه خوبه شنيدن خبرهاي خوب توي اين کوير

 

¦ Anonymous saman

I know those hands

 

¦ Blogger ميم واو سين

یک سال گذشت. تو به دست های لرزان من می خندی، من میمیرم برای خنده های ات

 

نظرى نداريد؟

<< صفحهِ اصلی وبلاگ