« صفحهِ اصلى | قبلى: حظ وافری بردیم امروز از برای تو دهنی زدن به یک احم... » | قبلى: امان از جمعه ای که فردایش تولدت باشد و کلی کار عقب... » | قبلى:
دستهاي من است. با تمام وجود حساش ميکنم. امضا م... » | قبلى: » | قبلى: دارم تو مخام دنبال آخرين متني ميگردم كه قراره بر... » | قبلى: <!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if ... » | قبلى: خوب است که آدم بعضی وقت ها به خودش قولی بدهد. سال ... » | قبلى: خدایا ممنون
همه چیز عالی بود. امشب به تک تک افراد ... » | قبلى: ما رفتیم به سوی خورشید خانم » | قبلى: دندان عقل »
»
يادم نيست کجا خواندم که نوشته بود اتفاقهاي تأثيرگذار در زندهگي هر کس دو بار تکرار ميشود بار اول به صورت تراژدي بار دوم به صورت کمدي. بار اولش را خوب بهياد دارم. همان سالي بود که براي کنکور ميخواندم يا شايد هم يکسالي مانده بود به کنکور. يکي از همان بعد ازظهرهاي تابستان که مردهاي فاميل مردسالارانه هندوانه قاچ ميکردند و بوي سيگار و عرقسگي استکانهايشان از زير در بسته همراه باد کولر بيرون مي آمد. همانجا پشت در که بودم و باد خنک که به پنجههايام مي خورد اتفاق تراژيک را شنيدم. تمام و کمال به واضحترين شکل ممکن.
روزهاي سختي را گذرانديم تا باورشان شد حرف آن روزشان اشتباه بوده.
اما امشب که باز اتفاق افتاد، حتا واضحتر از دفعهي قبل ديگر برايام کمدي شده بود. خنديدم به حماقت تاريک مغز مردسالار.
¦ ميم واو سين @ 2:10 AM
¦
» تعداد نظرات: 1
جایی نخواندهیی برادر. مارکس را به خواب دیدهای!
نظرى نداريد؟
<< صفحهِ اصلی وبلاگ